به نام خدا




  29 بهمن روز عشاق ایرانی

29 بهمن روز عشاق ایرانی

تاریخچه سپندارمذگان

روز سپندارمذگان یکی از جشن‌های ایرانی است که زرتشتیان آنرا در بیست و نهم بهمن ماه برگزار می کنند. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده‌ است که ایرانیان باستان این روز را روز بزرگداشت زن و زمین می‌دانسته اند. فلسفه بزرگداشت این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هر یک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اورمزد"، روز دوم، روز بهمن معنی "سلامت، اندیشه" که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاکی" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی میشده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.



آیین‌های سپندارمذگان

سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز مردان به همسران خود هدیه می‌دادند. مردان زنان خانواده را بر تخت شاهی می‌نشاندند و از آنها اطاعت می‌کردند و به آنان هدیه می‌دادند. این یک یادآوری برای مردان بود تا مادران و همسران خود را گرامی بدارند و چون یاد این جشن تا مدت‌ها ادامه داشت و بسیار باشکوه برگزار می‌شد همواره این آزرم و احترام به زن برای مردان گوشزد می‌گردید.

ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمریکاییها هستند که به خود جهان بینی دچار می باشند. آنها دنیا را تنها از دیدگاه و زاویه خاص خود نگاه می کنند. مردمانی که چنین دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند که ملت های دیگر شیوه های زندگی و فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریکاییها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند که عادات، رسوم و ارزش های فرهنگی شان برتر از سایرین است. این موضوع در بررسی عملکرد آنان بخوبی مشهود است. بعنوان مثال در حالی که این روزها مردم کشورهای مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط می باشند، آمریکاییها تقریبا تنها به یک زبان حرف می زنند. همچنین مصرانه در پی اشاعه دادن جشن ها و سنت های خاص فرهنگ خود هستند. "اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله کاملا جداست. با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بی اینکه ریشه در خاک، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست که دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش کرده اند!

گامهایی این چنین، ما را در پاسداشت هویت ایران ۸۰۰۰ هزار ساله استوارتر خواهد نمود که آئین هایی که با رسوم ما ایرانیان تطابق دارد را در اولویت قرار دهیم تا اینکه ولنتاین، که ریشه در فرهنگ غربی دارد. بیایید نخستین گام را برداریم و با خود آشتی کنیم تا شاید بتوانیم فرهنگ و زبان امروزمان را آنطور که شایسته است و درخور ایرانی بودنمان است بکار بندیم، آنگاه دوباره حرفی برای گفتن خواهیم داشت، چون بیگمان و همواره سزاوار جایگاهی والا هستیم!

 

تاریخچه پیدایش ولنتاین

در سده سوم میلادی که مطابق با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران است، در روم باستان فرمانروایی بوده ‌است بنام کلاودیوس دوم (Claudius II). کلودیوس عقیده داشت مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم ممنوع می‌کند. کلاودیوس به قدری بی‌رحم و فرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. (شایان ذکر است که در آن هنگام هنوز امپراتوری روم، به آیین مسیحیت نگرویده بود و این امر تقریباً ۴۰ سال پس از دوران کلاودیوس دوم یعنی در دوران کنستانتین اول، موسوم به کنستانتین کبیر صورت گرفت). اما کشیشی به نام ولنتاین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. هنگامی که کلاودیوس این امر را دریافت، ولنتاین را دستگیر و زندانی کرد. کلاودیوس به منظور منصرف ساختن ولنتاین از باور خویش، به زندان و به استقبال وی شتافت و او را مورد محبت فراوان قرار داد. این در حالی بود که ولنتاین نیز به گونه‌ای متقابل کوشید تا کلاودیوس را به آیین مسیحیت فراخواند؛ امری که موجبات خشم امپراتور روم را فراهم ساخت و حکم به اعدام وی داد. هنگامی که ولنتاین در زندان به سر می‌برد، یکی از زندانبانان دختری نابینا داشت که به زندان می‌آمد به تفصیل با ولنتاین سخن می‌گفت و درست پیش از آن که ولنتاین به اعدام محکوم گردد، برای آن دختر نابینا کارتی فرستاد که بر روی آن نگاشته بود: "از طرف ولنتاین ِ تو" یا (From Your Valentine) امضاء کرده‌است، اصطلاحی که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی کارتهای ولنتاین مشاهده می‌شود. توضیح اینکه مراسم روز ولنتاین در کشورهای جهان، به ویژه کشورهای اروپایی و امریکای شمالی، بعنوان روز عشق و دوستی همه ساله در ۱۴ فوریه برگزار می‌گردد.


تگ های این مطلب :متفرقه

  استقرار تیم‌های تخصصی امداد و نجات در شعب جمعیت هلال‌احمر

تا شش ماه آینده انجام می‌شود:

استقرار تیم‌های تخصصی امداد و نجات در شعب جمعیت هلال‌احمر


دبیرکل جمعیت هلال‌احمر گفت:«تیم‌های تخصصی امداد و نجات باید به سرعت در شعب و مراکز جمعیت هلال‌احمر مستقر شوند.»
به گزارش روابط عمومی جمعیت هلال‌احمر؛ دبیرکل جمعیت هلال‌احمر امروز در همایش داوطلبان، امدادگران و جوانان جمعیت هلال‌احمر استان ایلام با ابراز خرسندی از عملکرد جمعیت هلال‌احمر استان در چند سال گذشته،افزود:« تیم‌های امداد و نجات در کلیه رشته‌های تخصصی باید به سرعت و هر چه زود‌تر تا شش ماه آینده در شعب و مراکز جمعیت هلال‌احمر مستقر شوند.»
رستمی با تاکید بر اجرای سیستم‌های نوین مدیریت در جمعیت هلال‌احمر افزود:« مدیران عامل،رؤسای شعب و مسئولان ادارات جمعیت هلال‌احمر باید در اجرای سیستم‌های نوین مدیریت همت کنند زیرا با اجرای این نوع مدیریت عملکرد بسیار خوبی را در مواقع بحرانی و حوادث مشاهده خواهیم کرد.»
وی خاطرنشان کرد:« نمونه بارز اجرای سیستم‌های نوین مدیریت را به خوبی در زلزله اخیر کرمان شاهد بودیم.»
دبیرکل جمعیت هلال احمر در پایان با تاکید بر حفظ مدیران بومی خاطر‌نشان کرد:«کلیه مدیران عامل و رؤسای شعب باید در محل زندگی خود خدمت کنند زیرا این موضوع به افزایش کارایی آنان کمک خواهد کرد.»


تگ های این مطلب :اخبار جمعیت

  به مناسبت میلاد امام حسن (ع)

حکایتهای شگرف از امام حسن مجتبی(علیه السلام)

امام حسن علیه السلام و خبر از غیب

در زندگی امام حسن علیه السلام موارد گوناگونی از بیان اخبار غیبی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

 1) زمانی امام حسین علیه السلام و عبدالله بن جعفر در تنگدستی واقع شده بودند. امام حسن علیه السلام یکی از روزهای ماه را نام برد و فرمود در آن روز از طرف معاویه هدایایی به آنان خواهد رسید. درست در همان روز فرستاده معاویه هدایایی برای آنان آورد.

 2) روزی امام حسن به افراد خانواده اش فرمود:«من با زهر شهید می‌شوم.» پرسیدند:«چه کسی تو را مسموم می سازد؟» فرمود:«یکی از زنان یا کنیزانم.» گفتند:«از خود دورش کن، و از خانه ات خارجش ساز.» فرمود:«مگر قضای الهی قابل تغییر است؟ اگر او را از خود دور کنم، باز هم کشته شدن من به دست اوست، زیرا تقدیر الهی چنین رقم خورده است.» چیزی نگذشت که جعده، همسر امام، به دستور معاویه، امام را با سّمی که در شیر ریخته بود، به شهادت رساند.

3) روزی امام حسن علیه السلام در جایی نشسته بود که کسی وارد شد و گفت:«یابن رسول الله، خانه ات آتش گرفت!» امام فرمود:«نه، خانه من آتش نگرفته است.» پس از مدتی شخص دیگری وارد شد و گفت:«یابن رسول الله، خانه همسایه شما آتش گرفت، و ما یقین کردیم آتش به خانه شما هم سرایت می‌کند اما این اتفاق نیفتاد و آتش خاموش شد.»

امام حسن

در زندگی امام حسن علیه السلام موارد گوناگونی از بیان اخبار غیبی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

1) زمانی امام حسین علیه السلام و عبدالله بن جعفر در تنگدستی واقع شده بودند. امام حسن علیه السلام یکی از روزهای ماه را نام برد و فرمود در آن روز از طرف معاویه هدایایی به آنان خواهد رسید. درست در همان روز فرستاده معاویه هدایایی برای آنان آورد.

2) روزی امام حسن به افراد خانواده اش فرمود:«من با زهر شهید می‌شوم.» پرسیدند:«چه کسی تو را مسموم می سازد؟» فرمود:«یکی از زنان یا کنیزانم.» گفتند:«از خود دورش کن، و از خانه ات خارجش ساز.» فرمود:«مگر قضای الهی قابل تغییر است؟ اگر او را از خود دور کنم، باز هم کشته شدن من به دست اوست، زیرا تقدیر الهی چنین رقم خورده است.» چیزی نگذشت که جعده، همسر امام، به دستور معاویه، امام را با سّمی که در شیر ریخته بود، به شهادت رساند.

3) روزی امام حسن علیه السلام در جایی نشسته بود که کسی وارد شد و گفت:«یابن رسول الله، خانه ات آتش گرفت!» امام فرمود:«نه، خانه من آتش نگرفته است.» پس از مدتی شخص دیگری وارد شد و گفت:«یابن رسول الله، خانه همسایه شما آتش گرفت، و ما یقین کردیم آتش به خانه شما هم سرایت می‌کند اما این اتفاق نیفتاد و آتش خاموش شد.»

اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها

هر گاه کسی به شما تحیت گوید، پاسخ آن را به طور بهتر بدهید

شیعه حقیقی

مردی به امام حسن علیه السلام گفت : من از شیعیان شما هستم .

امام علیه السلام فرمود: ای بنده خدا اگر مطیع امر و نهی ما هستی راست می گوئی و اگر این گونه نیستی با ادعای مقام بلند تشیع که از آن بهره مند نیستی برگناهان خود نیفزا و به نگو من از شیعیان شما هستم . بلکه بگو من از دوستداران شما و دشمن دشمنان شما هستم و تو در نیکی و بسوی نیکی هستی .

شفاعت دو کودک

عصر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود، حسن و حسین (علیه السلام) کودک بودند شخصی گناهی کرد و از شرم آن گناه ، مدتی مخفی شد و نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمی آمد تا اینکه آن شخص ، حسن و حسین (علیه السلام) را دید، آن دو را بر دوش ‍ خود سوار کرد و با همان حال به حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: من گنهکارم ، در پناه خدا، و این دو آقازاده به حضور شما آمده ام تا مرا ببخشید رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) وقتی که آن منظره را دید، آنچنان خندید که دستش را بر دهانش گذاشت ، سپس به آن مرد گنهکار فرمود: برو جانم تو آزاد هستی آنگاه به حسن و حسین فرمود: آن شخص در مورد عفو گناه خود، شما را شفیع قرار داد، در این هنگام آیه 64 سوره نساء نازل شد: ... ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جائوک فاستغفروالله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما: و اگر گنهکاران که بر اثر گناه به خود ستم کردند، به نزد تو (ای پیامبر) می آمدند و از خدا طلب آمرزش می کردند و پیامبر هم برای آن ها استغفار می کرد، خدا را توبه پذیر و مهربان می یافتند.

داوری امام حسن (علیه السلام)

عصر خلافت امام علی (علیه السلام) بود، قصابی را که چاقوی خون آلود در دست داشت ، در خرابه ای دیدند و در کنار او جنازه خون آلود شخصی افتاده بود، قرائن نشان می داد که کشنده او همین قصاب است ، او را دستگیر کرده و به حضور امام علی (علیه السلام) آوردند. امام علی (علیه السلام) به قصاب گفت : در مورد کشته شدن آن مرد، چه نظر داری ؟ قصاب گفت : من او را کشته ام .

امام بر اساس ظاهر جریان ، و اقرار قصاب ، دستور داد تا قصاب را ببرند و به عنوان قصاص ، اعدام کنند. در این حال که ماءمورین ، او را به قتلگاه می بردند، قاتل حقیقی با شتاب به دنبال ماءمورین دوید و به آنها گفت : عجله نکنید و این قصاب را به حضور امام علی (علیه السلام) بازگردانید. ماءمورین او را به حضور علی (علیه السلام) باز گرداندند، قاتل حقیقی به حضور علی (علیه السلام) آمد و گفت : ای امیر مؤمنان ! سوگند به خدا، قاتل آن شخص این قصاب نیست ، بلکه او را من کشته ام . امام به قصاب فرمود: چه موجب شد که تو اعتراف نمودی من او را کشته ام ؟ قصاب گفت : من در یک بن بستی قرار گرفتم که غیر از این چاره ای نداشتم ، زیرا افرادی مانند این ماءمورین ، مرا کنار جنازه بخون آغشته با چاقوی خون آلود بدست دیدند، همه چیز بیانگر آن بود که من او را کشته ام ، از کتک خوردن ترسیدم و اقرار نمودم که من کشته ام ، ولی حقیقت این است که من گوسفندی را نزدیک آن خرابه کشتم ، سپس ادرار بر من فشار آورد، در همان حال که چاقوی خون آلود در دستم بود، به آن خرابه برای تخلّی رفتم ، جنازه بخون آغشته آن مقتول را در آنجا دیدم ، در حالی که دهشت زده شده بودم ، برخاستم ، در همین هنگام این گروه به سر رسیدند و مرا به عنوان قاتل دستگیر نمودند. امیرمؤمنان علی (علیه السلام) فرمود: این قصاب و این شخص که خود را قاتل معرفی می کند را به حضور امام حسن (علیه السلام) ببرید تا او قضاوت نماید. ماءمورین آنها را نزد امام حسن (علیه السلام) آوردند و جریان را به عرض ‍ رساندند. امام حسن (علیه السلام) فرمود: به امیر مؤمنان علی (علیه السلام) عرض کنید، اگر این مرد قاتل ، آن شخص را کشته است ، در عوض جان قصاب را حفظ نموده است ، و خداوند در قرآن می فرماید: و من احیاها فکانّما احیا الناس جمیعا.

و هر کس انسانی را از مرگ نجات دهد، چنان است که گوئی همه مردم را نجات بخشیده است (مائده 32). آنگاه هم قاتل و هم آن قصاب را آزاد نمود، و دیه مقتول را از بیت المال به ورثه او عطا فرمود. به این ترتیب ، ارفاق و تشویق اسلام شامل حال آن قاتل شد که مردانگی کرد و موجب نجات یک نفر بی گناه گردید، و با این کار جوانمردانه اش ، تا حدود زیادی گناه خود را جبران نمود.

ای بنده خدا اگر مطیع امر و نهی ما هستی راست می گوئی و اگر این گونه نیستی با ادعای مقام بلند تشیع که از آن بهره مند نیستی برگناهان خود نیفزا و به نگو من از شیعیان شما هستم . بلکه بگو من از دوستداران شما و دشمن دشمنان شما هستم و تو در نیکی و بسوی نیکی هستی

شجاعت امام حسن (علیه السلام)

جنگ جمل در بصره بین سپاه علی (علیه السلام) و سپاه طلحه و زبیر، در گرفت ، آتش ‍ جنگ شعله ور گردید، امیر مؤمنان علی (علیه السلام) پسرش محمّد حنفیّه را طلبید و نیزه خود را به او داد و فرمود: با این نیزه به دشمن حمله کن ، محمّد حنفیّه به سوی دشمن حرکت کرد، ولی در برابر گردان بنوضبّه قرار گرفت ، و نتوانست کاری انجام دهد، عقب نشینی کرد و به حضور پدر بازگشت ، هماندم امام حسن (علیه السلام) بر جهید و نیزه را از او گرفت و به میدان شتافت و مقداری با دشمن جنگید و باز گشت ، در حالی که نیزه اش خون آلود بود. محمّد حنفیّه وقتی که دلاوری امام حسن (علیه السلام) را دریافت ، صورتش (از شرمندگی) سرخ شد، امام علی (علیه السلام) به محمّد حنفیّه فرمود: لا تانف فانّه ابن النبی و انت ابن علی .

سرافکنده نباش ، زیرا حسن (علیه السلام) پسر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است تو پسر علی هستی .

گل رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)

حافظ ابونعیم اصفهانی از ابوبکر روایت می کند که گفت : پیامبر (صلی الله علیه وآله) در نماز بود، وقتی که به سجده رفت ، امام حسن (علیه السلام) که کودک بود آمد و بر پشت جدش رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نشست ، رسول خدا آنقدر سجده را طول داد تا امام حسن (علیه السلام) پائین آمد، بعد از نماز ابوبکر به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عرض کرد: ای رسول خدا چطور در نماز این چنین به این کودک مدارا می کنی پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: ان هذا ریحانتی و ان ابنی هذا سید: این کودک گل من است، و این پسرم آقا است .

امام حسن

پاسخ به سوال یهودی

امام حسن(علیه السلام) در عین اینکه پارسا و عابد بود و بیست بار پیاده از مدینه به مکه برای انجام مناسک حج رفت ، و سه بار همه اموال خود را صدقه داد، خوشپوش و با وقار و آراسته بود. روزی با لباس خوب و تمیز سوار بر قاطر زیبا از منزل بیرون آمد، و با شکوه و نورانیت خاصی در کوچه های مدینه می گذشت و به بیرون شهر می رفت . یک نفر یهودی نزدیک آمد و عرض کرد: سوالی دارم ، امام فرمود: بپرس . او گفت : جدت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: الدنیا سجن المومن و جنه الکافر: دنیا برای مؤ من ، زندان است و برای کافر بهشت . ولی اینک می بینم تو از مواهب دنیا بهره مندی ولی من در سختی هستم ! امام حسن (علیه السلام) فرمود: این تصور تو غلط است که مؤ من باید از همه چیز محروم باشد، و اگر تو مقام ارجمند مؤ من را در بهشت با جایگاه پست جهنم برای کافر را مقایسه کنی ، و با دنیای مؤ من و کافر بسنجی بخوبی درمیابی که سخن رسول خدا (صلی الله علیه وآله) دست که دنیا برای مؤ من زندان است و برای کافر بهشت می باشد.

دعای خیر امام حسن (علیه السلام)

امام حسن (علیه السلام) چندین بار از مدینه پیاده به مکه برای انجام حج رفت در یکی از این سفرها که از مدینه به سوی مکه راه افتاد، پاهایش بر اثر پیاده روی روی ریگهای خشک و سوزان ، ورم کرد. شخصی به آن حضرت عرض کرد: آقا اگر کمی سوار می شدید، پاهایتان بهتر می شد. امام فرمود: خیر وقتی به منزلگاه بعدی رسیدیم ، مرد سیاه چهره روغن فروشی پیدا می شود که فلان روغن را دارد آن را برایم بخر، به پاهایم می مالم خوب می شود. عده ای عرض کردند: پدران و مادرانمان بفدایت در پیش منزلی سراغ نداریم که در آنجا روغن بفروشند. امام به راه خود ادامه داد، چند ساعتی نگذشته بود که همان مرد روغن فروش پیدا شد، امام فرمود: نزد او بروید و روغن را خریداری کنید نزد او رفتند و روغن خواستند، او گفت : برای چه کسی می خواهید؟ گفتند برای امام حسن (علیه السلام). روغن فروش گفت : مرا نزد آن حضرت ببرید وقتی که او را به حضور امام حسن (علیه السلام) بردند به امام عرض کرد: من نمی دانستم روغن را برای شما می خواهند و من حاجتی به تو دارم و آن اینکه دعا کن خداوند فرزند نیکوکار و پرهیزکاری به من بدهد، من وقتی از وطن بیرون آمدم همسرم نزدیک زایمانش بود. امام حسن (علیه السلام) فرمود: خداوند پسر سالمی که پیرو ما است به تو خواهد داد. وقتی روغن فروش به منزلش رفت ، دید خداوند پسر سالمی به او داده است . همان پسر وقتی بزرگ شد به سید حمیری معروف گردیده و از شیعیان راستین و شاعران آزاده بود که در هر فرصتی از امامان اهلبیت (علیهم السلام دفاع و حمایت می نمود، و فضائل علی (علیه السلام) را به قصیده در آورده بود و می خواند و هنگام مرگ علی (علیه السلام) ببالینش آمد. نام او اسماعیل بن محمد بود امام صادق (علیه السلام) به او فرمود: مادرت تو را سید نامید و این نام زیبنده تو است زیرا تو سید شاعران هستی . روزی اشعاری درباره مصائب امام حسین (علیه السلام) در حضور امام صادق (علیه السلام) خواند، قطرات اشک از دیدگان امام سرازیر شد و صدای گریه از منزل آن حضرت برخاست ، سرانجام امام (علیه السلام) امر به خودداری کرد.

ان هذا ریحانتی و ان ابنی هذا سید

 این کودک گل من است، و این پسرم آقا است

معیار ارزش

روزی معاویه به امام حسن (علیه السلام) گفت : من از تو بهترم امام فرمود: چرا؟ او گفت : بخاطر اینکه مردم دور من اجتماع کرده اند.

امام فرمود: هیهات ، هیهات (چقدر این سخن تو دور از حقیقت است) ای فرزند جگر خوار! آنان که به دور تو جمع شده اند دو دسته اند:

1 - از روی زور و اجبار، در دور تواند

2 - از روی آزادی و اختیار، دسته اول بر اساس فرموده خداوند در قرآن معذورند.

اما دسته دوم ، گنهکارند و از فرمان خدا نافرمانی کرده اند. حاشا که من به تو بگویم : من بهتر از تو هستم زیرا در تو خوبی نیست تا من خوب تر از تو باشم ، ولی بدان که خداوند مرا از صفات پست دور ساخته و تو را از صفات نیک انسانی دور ساخته است .

طاغوت شکن

پس از شهادت امام علی (علیه السلام) معاویه کم کم بر همه جهان اسلام مسلط شد، روزی با دارو دسته خود به کوفه آمد، طرفدارانش به او گفتند: حسن بن علی(علیه السلام) در نظر مردم کوفه بسیار محترم و محبوب است ، خوب است شما به منبر بروی و در و خطبه خود کاری کنی که آن حضرت از چشم مردم بیفتد. امام حسن (علیه السلام) از جریان آگاه شد، در مسجد پیش دستی کرد و قبل از سخنرانی معاویه برخاست و خطاب به مردم کرد و فرمود: ای مردم آیا اگر شما همه جهان را بگردید کسی را غیر از من و برادرم حسین (علیه السلام) می یابید که جدش رسول خدا (صلی الله علیه وآله) باشد؟ ما برای حفظ خونهای مردم دست از جنگ کشیدیم و حکومت در دست این طاغوت - اشاره به معاویه - قرار گرفت و این جز فتنه ای تا وقتش نمی یابم . معاویه گفت : منظورت چیست ؟

امام حسن (علیه السلام) فرمود: منظورم همان است که خدا خواسته است . معاویه به خشم آمد و بالای منبر رفت و در خطبه خود از علی (علیه السلام) و آل علی (علیه السلام) بدگویی کرد. امام حسن (علیه السلام) از پای منبر برخاست و خطاب به معاویه فرمود: ای فرزند زن جگر خواره آیا امیرمؤ منان(علیه السلام) را سبب می کنی به او ناسزا می گویی با اینکه پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: کسی که به علی (علیه السلام) ناسزا بگوید به خدا ناسزا گفته و خداوند چنین فردی را تا ابد وارد دوزخ می کند. آنگاه امام از روی بی اعتنایی به معاویه پشت کرد و به طرف منزل آمد و دیگر به آنجا برنگشت.

ترحم بر حیوانات

نجیح گوید: حسن بن علی علیه السلام را دیدم که مشغول خوردن غذا بود و سگی روبروی او قرار گرفته بود، هر لقمه ای که می خورد یک لقمه هم به آن سگ می داد. عرض کردم : یابن رسول اللّه ! این سگ را از خود دور نمی کنی ؟ حضرت فرمود: رهایش کن زیرا من از خداوند حیا می کنم که جانداری به من نگاه کند و من بخورم و به او نخورانم .

رهایش کن زیرا من از خداوند حیا می کنم که جانداری به من نگاه کند و من بخورم و به او نخورانم

خوش برخوردی

امام حسن علیه السلام دوستی شوخ طبع داشت . روزی به خدمت او رسید. امام علیه السلام فرمود: شب را چگونه صبح کردی ؟ او در جواب گفت : یابن رسول اللّه ! شب را بر خلاف رضای خود و خدا و شیطان به صبح آوردم . امام علیه السلام خندید و فرمود چگونه ؟ عرض کرد: خدای عزوجل دوست دارد که او را اطاعت کنم و مرتکب معصیت او نشوم و من چنین نیستم و شیطان دوست دارد معصیت خدا کنم و او را اطاعت نکنم و این چنین هم نیستم و خودم دوست دارم هرگز نمیرم و این گونه نمی باشم . از این داستان استفاده می شود که امام علیه السلام با همه ابهت و بزرگی که داشتند به گونه ای با دیگران برخورد می کردند که آنها براحتی در محضر او بلکه با خود او شوخی می کردند و حضرت گوش می دادند و می خندیدند.

سر سفره امام مجتبی (علیه السلام)

عربی که صورتش خیلی زشت و قبیح منظر بود سر سفره امام حسن مجتبی آمد و از روی حرص تمام غذا را خورد و تمام کرد. امام حسن علیه السلام که کرامتش برای همه معلوم بوده از غذا خوردن عرب خوشش آمد و شاد شد و در وسط غذا از او پرسید: تو عیال داری یا مجردی ؟ گفت : عیالمندم ، فرمود: چند فرزند داری ؟ گفت : هشت دختر دارم که من به شکل از همه زیباترم ، اما ایشان از من پرخورترند. امام تبسم فرمود: و او را ده هزار درهم انعام دادند و فرمودند: این قسمت تو و زوجه ات و هشت دخترت باشد.

درخت خشک رطب داد

صفار وقطب راوندی و دیگران از حضرت صادق (علیه السلام)روایت کرده اند که ((امام حسن (علیه السلام)در یکی از سفرها که به عمره میرفت.مردی از فرزندان زبیر در خدمت آن حضرت بود و به امامت آن حضرت اعتقاد داشت در یکی از منازل بر سر آبی فرود آمدند نزدیک آن آب درختان خرما بود که از بی آبی خشک شده بودند برای آن حضرت زیر درختی فرش انداختند و برای فرزندان زبیر در زیر درخت دیگردر برابر آن جناب آن مرد نگاهی به بالای کرد وگفت :اگر این درخت خشک نشده بود از میوه آن میخوردیم .حضرت فرمود رطب میخواهی ؟گفت :بلی . حضرت دست به سوی آسمان بلند کرد و دعایی کرد آن مرد نفهمید ناگاه آن درخت به اعجاز آن جناب سبز شد برگ آورد ورطب در آن به وجود آمد شتربانی که همراه ایشان بود گفت :به خدا سوگند جادو کرد .حضرت فرمود : وای بر تو این جادو نیست حق تعالی دعای فرزند پیغمبر خود را مستجاب کرد .))پس آن مقداررطب از آن درخت چیدند که برای همه اهل قافله بس بود .



  به مناسبت سالروز ولادت کورش کبیر نویسنده تندیس حقوق بشر

کوروش بزرگ (۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد)، همچنین معروف به کوروش دوم نخستین شاه و بنیان‌گذار دودمان شاهنشاهی هخامنشی است. شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است.

ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان، که وی سرزمین‌های ایشان را تسخیر کرده بود، او را سرور و قانونگذار می‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله مسح‌شده توسط پروردگار بشمار می‌آوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند.

تبار کوروش از جانب پدرش به پارس‌ها می‌رسد که برای چند نسل بر انشان(شمال خوزستان کنونی)، در جنوب غربی ایران، حکومت کرده بودند.

کوروش درباره خاندانش بر سفالینهٔ استوانه شکلی محل حکومت آن‌ها را نقش کرده‌است. بنیانگذار سلسلهٔ هخامنشی، شاه هخامنش انشان ‌است. پس از مرگ او، فرزندش چا ایش پیش به حکومت انشان رسید.

حکومت چا ایش پیش نیز پس از مرگش توسط دو نفر از پسرانش کوروش اول شاه انشان و آریارامن شاه پارس دنبال شد. سپس، پسران هر کدام، به ترتیب کمبوجیه اول شاه انشان و آرشام شاه پارس، بعد از آن‌ها حکومت کردند.

کمبوجیه اول با شاهدخت ماندانا دختر ایشتوویگو (آژی دهاک یا آستیاگ) پادشاه ماد ازدواج کرد و کوروش بزرگ نتیجه این ازدواج بود.

تاریخ نویسان باستانی از قبیل هرودوت، گزنفون وکتزیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند.

اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر شبیه افسانه می‌باشد.

تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس و حسن پیرنیا، شرح چگونگی زایش کوروش را از هرودوت برگرفته‌اند. بنا به نوشته هرودوت، آژی دهاک شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد و تمام سرزمین آسیا را غرق کرد.

آژی دهاک تعبیر خواب خویش را از مغ‌ها پرسش کرد. آنها گفتند از او فرزندی پدید خواهد آمد که بر ماد غلبه خواهد کرد. این موضوع سبب شد که آژی دهاک تصمیم بگیرد دخترش را به بزرگان ماد ندهد، زیرا می‌ترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تخت و تاج او بشود. بنابر این آژی دهاک دختر خود را به کمبوجیه اول شاه آنشان که خراجگزار ماد بود، به زناشویی داد.

ماندانا پس از ازدواج با کمبوجیه باردار شد و شاه این بار خواب دید که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگهای آن تمام آسیا را پوشانید.

پادشاه ماد، این بار هم از مغ‌ها تعبیر خوابش را خواست و آنها اظهار داشتند، تعبیر خوابش آن است که از دخترش ماندانا فرزندی بوجود خواهد آمد که بر آسیا چیره خواهد شد

آستیاگ بمراتب بیش از خواب اولش به هراس افتاد و از این رو دخترش را به حضور طلبید.

دخترش به همدان نزد وی آمد. پادشاه ماد بر اساس خوابهایی که دیده بود از فرزند دخترش سخت وحشت داشت، پس زادهٔ دخترش را به یکی از بستگانش بنام هارپاگ، که در ضمن وزیر و سپهسالار او نیز بود، سپرد و دستور داد که کوروش را نابود کند.

هارپاگ طفل را به خانه آورد و ماجرا را با همسرش در میان گذاشت. در پاسخ به پرسش همسرش راجع به سرنوشت کوروش، هارپاگ پاسخ داد وی دست به چنین جنایتی نخواهد آلود، چون یکم کودک با او خوشایند است و دوم چون شاه فرزندان زیاد ندارد دخترش ممکن است جانشین او گردد، در این صورت معلوم است شهبانو با کشنده فرزندش مدارا نخواهد کرد.

پس کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به‌ نام مهرداد (میترادات) داد و از از خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمهٔ ددان گردد.

چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سپاکو از موضوع با خبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او، فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود، در جنگل رها سازد.

مهرداد شهامت این کار را نداشت، ولی در پایان نظر همسرش را پذیرفت. پس جسد مرده فرزندش را به ماموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت.

روزی کوروش که به پسر چوپان معروف بود، با گروهی از فرزندان امیرزادگان بازی می‌کرد. آنها قرار گذاشتند یک نفر را از میان خود به نام شاه تعیین کنند و کوروش را برای این کار برگزیدند.

کوروش همبازیهای خود را به دسته‌های مختلف بخش کرد و برای هر یک وظیفه‌ای تعیین نمود و دستور داد پسر آرتم بارس را که از شاهزادگان و سالاران درجه اول پادشاه بود و از وی فرمانبرداری نکرده بود تنبیه کنند.

پس از پایان ماجرا، فرزند آرتم بارس به پدر شکایت برد که پسر یک چوپان دستور داده‌است وی را تنبیه کنند.

پدرش او را نزد آژی دهاک برد و دادخواهی کرد که فرزند یک چوپان پسر او را تنبیه و بدنش را مضروب کرده‌است. شاه چوپان و کوروش را احضار کرد و از کوروش سوال کرد: «تو چگونه جرأت کردی با فرزند کسی که بعد از من دارای بزرگ‌ترین مقام کشوری است، چنین کنی؟» کوروش پاسخ داد: «در این باره حق با من است، زیرا همه آن‌ها مرا به پادشاهی برگزیده بودند و چون او از من فرمانبرداری نکرد، من دستور تنبیه او را دادم، حال اگر شایسته مجازات می‌باشم، اختیار با توست.»

آژی دهاک از دلاوری کوروش و شباهت وی با خودش به اندیشه افتاد. در ضمن بیاد آورد، مدت زمانی که از رویداد رها کردن طفل دخترش به کوه می‌گذرد با سن این کودک برابری می‌کند. بنابراین آرتم بارس را قانع کرد که در این باره دستور لازم را صادر خواهد کرد و او را مرخص کرد.

سپس از چوپان درباره هویت طفل مذکور پرسشهایی به عمل آورد. چوپان پاسخ داد: «این طفل فرزند من است و مادرش نیز زنده‌است.» اما شاه نتوانست گفته چوپان را قبول کند و دستور داد زیر شکنجه واقعیت امر را از وی جویا شوند.

چوپان ناچار به اعتراف شد و حقیقت امر را برای آژی دهاک آشکار کرد و با زاری از او بخشش خواست.

سپس آژی دهاک دستور به احضار هارپاگ داد و چون او چوپان را در حضور پادشاه دید، موضوع را حدس زد و در برابر پرسش آژی دهاک که از او پرسید: «با طفل دخترم چه کردی و چگونه او را کشتی؟»

پاسخ داد: «پس از آن که طفل را به خانه بردم، تصمیم گرفتم کاری کنم که هم دستور تو را اجرا کرده باشم و هم مرتکب قتل فرزند دخترت نشده باشم» و ماجرا را به طور کامل نقل نمود.

آژی دهاک چون از ماجرا خبردار گردید خطاب به هارپاگ گفت: امشب به افتخار زنده بودن و پیدا کردن کوروش جشنی در دربار برپا خواهم کرد. پس تو نیز به خانه برو و خود را برای جشن آماده کن و پسرت را به اینجا بفرست تا با کوروش بازی کند. هارپاگ چنین کرد.

از آن طرف آژی دهاک مغان را به حضور طلبید و در مورد کورش و خوابهایی که قبلاً دیده بود دوباره سوال کرد و نظر آنها را پرسید. مغان به وی گفتند که شاه نباید نگران باشد زیرا رویا به حقیقت پیوسته و کوروش در حین بازی شاه شده‌است پس دیگر جای نگرانی ندارد و قبلاً نیز اتفاق افتاده که رویاها به این صورت تعبیر گردند.

شاه از این ماجرا خوشحال شد. شب هنگام هارپاگ خوشحال و بی خبر از همه جا به مهمانی آمد. شاه دستور داد تا از گوشتهایی که آماده کرده‌اند به هارپاگ بدهند ؛ سپس به هارپاگ گفت می‌خواهی بدانی که این گوشتهای لذیذ که خوردی چگونه تهیه شده‌اند.سپس دستور داد ظرفی را که حاوی سر و دست و پاهای بریده فرزند هارپاگ بود را به وی نشان دهند.

هنگامی که ماموران شاه درپوش ظرف را برداشتند هارپاگ سر و دست و پاهای بریده فرزند خود را دید و گرچه به وحشت افتاده بود خود را کنترل نمود و هیچ تغییری در صورت وی رخ نداد و خطاب به شاه گفت: هرچه شاه انجام دهد همان درست است و ما فرمانبرداریم.این نتیجه نافرمانی هارپاگ از دستور شاه در کشتن کوروش بود.

کوروش برای مدتی در دربار آژی دهاک ماند سپس به دستور وی عازم آنشان شد. پدر کوروش کمبوجیه اول و مادرش ماندانا از وی استقبال گرمی به عمل آوردند. کوروش در دربار کمبوجیه اول خو و اخلاق والای انسانی پارس‌ها و فنون جنگی و نظام پیشرفته آن‌ها را آموخت و با آموزش‌های سختی که سربازان پارس فرامی‌گرفتند پرورش یافت. بعد از مرگ پدر وی شاه آنشان شد.

بعد از آنکه کوروش شاه آنشان شد در اندیشه حمله به مادافتاد.

دراین میان هارپاگ نقشی عمده بازی کرد.هارپاگ بزرگان ماد را که از نخوت و شدت عمل شاهنشاه ناراضی بودند بر ضد ایشتوویگو(آژی دهاک)شورانید و موفق شد، کوروش را وادار کند بر ضد پادشاه ماد لشکرکشی کند و او را شکست بدهد.

با شکست کشور ماد به‌وسیله پارس که کشور دست نشانده و تابع آن بود، پادشاهی ۳۵ سالهایشتوویگو پادشاه ماد به انتها رسید، اما به گفته هرودوت کوروش به ایشتوویگو آسیبی وارد نیاورد و او را نزد خود نگه داشت.

کوروش به این شیوه در ۵۴۶ پادشاهی ماد و ایران را به دست گرفت و خود را پادشاه ایران اعلام نمود.

کوروش پس از آنکه ماد و پارس را متحد کرد و خود را شاه ماد و پارس نامید، در حالیکه بابل به او خیانت کرده بود، خردمندانه از قارون، شاه لیدی خواست تا حکومت او را به رسمیت بشناسد و در عوض کوروش نیز سلطنت او را بر لیدی قبول نماید.

اما قارون (کرزوس) در کمال کم خردی به جای قبول این پیشنهاد به فکر گسترش مرزهای کشور خود افتاد و به این خاطر با شتاب سپاهیانش را از رود هالسی (قزل‌ایرماق امروزی در کشور ترکیه) که مرز کشوری وی و ماد بود گذراند و کوروش هم با دیدن این حرکت خصمانه، از همدان به سوی لیدی حرکت کرد و دژسارد که آن را تسخیر ناپذیر می‌پنداشتند، با صعود تعدادی از سربازان ایرانی از دیواره‌های آن سقوط کرد و قارون (کروزوس)، شاه لیدی به اسارت ایرانیان درآمد و کوروش مرز کشور خود را به دریای روم و همسایگی یونانیان رسانید.

نکته قابل توجه رفتار کوروش پس ازشکست قارون است. کوروش، شاه شکست خورده لیدی را نکشت و تحقیر ننمود، بلکه تا پایان عمر تحت حمایت کوروش زندگی کرد و مردم سارد علی رغم آن که حدود سه ماه لشکریان کوروش را در شرایط جنگی و در حالت محاصره شهر خود معطل کرده بودند، مشمول عفو شدند.

پس از لیدی کوروش نواحی شرقی را یکی پس از دیگری زیر فرمان خود در آورد و به ترتیب گرگان (هیرکانی)، پارت، هریو (هرات)، رخج، مرو، بلخ، زرنگیانا (سیستان) و سوگود (نواحی بین آمودریا و سیردریا) و ثتگوش (شمال غربی هند) را مطیع خود کرد.

هدف اصلی کوروش از لشکرکشی به شرق، تأ مین امنیت و تحکیم موقعیت بود وگرنه در سمت شرق ایران آن روزگار، حکومتی که بتواند با کوروش به معارضه بپردازد وجود نداشت.

کوروش با زیر فرمان آوردن نواحی شرق ایران، وسعت سرزمین‌های تحت تابعیت خود را دو برابر کرد. حال دیگر پادشاه بابِل از خیانت خود به کوروش و عهد شکنی در حق وی که در اوائل پیروزی او بر ماد انجام داده بود واقعاً پشیمان شده بود.

البته ناگفته نماند که یکی از دلایل اصلی ترس «نبونید» پادشاه بابِل، همانا شهرت کوروش به داشتن سجایای اخلاقی و محبوبیت او در نزد مردم بابِل از یک سو و نیز پیش‌بینی‌های پیامبران بنی اسرائیل درباره آزادی قوم یهود به دست کوروش از سوی دیگر بود.

بابل بدون مدافعه در ۲۲ مهرماه سال ۵۳۹ ق.م سقوط کرد و فقط محله شاهی چند روز مقاومت ورزیدند، پادشاه محبوس گردید و کوروش طبق عادت، در کمال آزاد منشی با وی رفتار کرد و در سال بعد (۵۳۸ق.م) هنگامی که او در گذشت عزای ملی اعلام شد و خود کوروش در آن شرکت کرد.

با فتح بابل مستعمرات آن یعنی سوریه، فلسطین و فنیقیه نیز سر تسلیم پیش نهادند و به حوزه حکومتی اضافه شدند. رفتار کوروش پس از فتح بابل جایگاه خاصی بین باستان‌شناسان و حتی حقوقدانان دارد.

او یهودیان را آزاد کرد و ضمن مسترد داشتن کلیه اموالی که بخت النصر (نبوکد نصر) پادشاه مقتدر بابِل در فتح اورشلیم از هیکل سلیمان به غنیمت گرفته بود، کمک‌های بسیاری از نظر مالی و امکانات به آنان نمود تا بتوانند به اورشلیم بازگردند و دستور بازسازی هیکل سلیمان را صادر کرد و به همین خاطر در بین یهودیان به عنوان منجی معروف گشت که در تاریخ یهود و در تورات ثبت است علاوه بر این به همین دلیل دولت اسرائیل از کوروش قدردانی کرده و یادش را گرامی داشته‌است.

پس از مرگ کورش، فرزند ارشد او کمبوجیه به سلطنت رسید. وی، هنگامی که قصد لشگرکشی به سوی مصر را داشت، از ترس توطئه، دستور قتل برادرش بردیا را صادر کرد.{ولی بنا به کتاب سرزمین جاوید از باستانی پاریزی(کمبوجیه به دلیل بی احترامی فرعون به مردم ایران وکشتن ۱۵ ایرانی به مصر حمله کرد که بردیا که در طول جنگ در ایران به سر میبرد برای انکه با کمبوجیه که برادر دوقلوی او بود اشتباه نشود با پنهان کردن خود از مردم به وسیله نقابی از خیانت به برادرش امتناع کرد ولی گویمات مغ با کشتن بردیه و شایعه کشته شدن کمبوجیه و با پوشیدن نقاب بر مردم ایران تا مدت کوتاهی پادشاهی کرد.)}

در راه بازگشت کمبوجیه از مصر، یکی از موبدان دربار به نام گئومات مغ، که شباهتی بسیار به بردیا داشت، خود را به جای بردیا قرار داده و پادشاه خواند.

کمبوجیه با شنیدن این خبر در هنگام بازگشت، یک شب و به هنگام باده‌نوشی خود را با خنجر زخمی کرد که بر اثر همین زخم نیز درگذشت.

کورش به جز این دو پسر، دارای سه دختر به نام‌های آتوسا و آرتیستون و مروئه بود که آتوسا بعدها با داریوش اول ازدواج کرد و مادر خشایارشا، پادشاه قدرتمند ایرانی شد.

آتوسا دختر کوروش است. داریوش بزرگ با پارمیدا و آتوسا ازدواج کرد که داریوش بزرگ از آتوسا صاحب پسری بنام خشیارشا شد.

کوروش در آخرین نبرد خود به قصد سرکوب قوم ایرانی‌تبار سکا که با حمله به نواحی مرزی ایران به قتل و غارت می‌پرداختند (و بنابرروایتی ملکه‌شان به نام تهم‌رییش، از ازدواج با کوروش امتناع ورزیده بود[نیازمند منبع]), به سمت شمال شرقی کشور حرکت کرد میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانه‌ای بود که لشگریان کورش باید از آن عبور می‌کردند. (کوروش در استوانه حقوق بشر می‌گوید: هر قومی که نخواهد من پادشاهشان باشم من مبادرت به جنگ با آنها نمیکنم.)این به معنی دمکراسی و حق انتخاب هست. پس نمی‌توان دلیل جنگ کوروش با سکا‌ها را نوعی دلیل شخصی بین ملکه و کوروش دید چون این مخالف دمکراسی کوروش هست. و اما جنگ با سکا به دلیل تعرض سکاها به ایران و غارت مال مردم بود.}. هنگامی که کورش به این رودخانه رسید، تهم‌رییش ملکه سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد. یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند.

کورش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی او، جنگ در خاک ایران را برگزیدند، اما کرزوس امپراتور سابق لیدی که تا پایان عمر به عنوان یک مشاور به کورش وفادار ماند، جنگ در سرزمین سکاها را پیشنهاد کرد. استدلال او چنین بود که در صورت نبرد در خاک ایران، اگر لشگر کورش شکست بخورد تمامی سرزمین در خطر می‌افتد و اگر پیروز هم شود هیچ سرزمینی را فتح نکرد.

در مقابل اگر در خاک سکاها به جنگ بپردازند، پیروزی ایرانیان با فتح این سرزمین همراه خواهد بود و شکست آنان نیز تنها یک شکست نظامی به شمار رفته و به سرزمین ایران آسیبی نمی‌رسد.

کورش این استدلال را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. پیامد این نبرد کشته شدن کورش و شکست لشگریانش بود.

تهم‌رییش سر بریده کوروش را در ظرفی پر از خون قرار داد و چنین گفت: «تو که با عمری خونخواری سیر نشده‌ای حالا آنقدر خون بنوش تا سیراب شوی»

پس از این شکست، لشگریان ایران با رهبری کمبوجیه، پسر ارشد کورش به ایران بازگشتند. طبق کتاب «کوروش در عهد عتیق و قرآن مجید» نوشته دکتر فریدون بدره‌ای و از انتشارات امیر کبیر کوروش در این جنگ کشته نشده و حتی پس از این نیز با سکاها جنگیده‌است. منابع تاریخی معتبر در کتاب یادشده معرفی شده‌است.

▪ استوانه کوروش

استوانه کوروش بزرگ، یک استوانهٔ سفالین پخته شده، به تاریخ ۱۸۷۸ میلادی در پی کاوش در محوطهٔ باستانی بابِل کشف شد. در آن کوروش بزرگ رفتار خود با اهالی بابِل را پس از پیروزی بر ایشان توسط ایرانیان شرح داده‌است.

این سند به عنوان «نخستین منشور حقوق بشر» شناخته شده، و به سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آنرا به تمامی زبانهای رسمی سازمان منتشر کرد.

نمونهٔ بدلی این استوانه در مقر اصلی سازمان ملل در شهر نیویورک‌ نگهداری می‌شود.

درباره شخصیت ذوالقرنین که در کتابهای آسمانی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده، چندگانگی وجود دارد و این که به واقع ذوالقرنین چه کسی است به طور قطعی مشخص نشده‌است.

کوروش سردودمان هخامنشی، داریوش بزرگ، خشایارشا، اسکندر مقدونی گزینه‌هایی هستند که جهت پیدا شدن ذوالقرنین واقعی درباره آنها بررسی‌هایی انجام شده، اما با توجه به اسناد و مدارک تاریخی و تطبیق آن با آیه‌های قرآن، تورات، و انجیل تنها کوروش بزرگ است که موجه‌ترین دلایل را برای احراز این لقب دارا می‌باشد. شماری از فقهای معاصر شیعه نیز کوروش را ذوالقرنین می‌دانند. آیت الله طباطبایی، آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله صانعی از معتقدان این نظر هستند



  دانشجویان با تهذیب نفس محیطی سرشار از معنویت در دانشگاه ها ایجاد کنند
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی در پیامی به مناسبت ماه مبارک رمضان:
دانشجویان با تهذیب نفس محیطی سرشار از معنویت در دانشگاه ها ایجاد کنند
ایسکانیوز: رئیس دانشگاه آزاد اسلامی تصریح کرد: دانشجویان با تهذیب نفس و خضوع محیطی سرشار از نشاط و معنویت در دانشگاه ها ایجاد کنند.
درک صحیح ماه مبارک رمضان، زمینه دستیابی به مواهب و برکات الهی را فراهم می سازد
به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" رئیس دانشگاه آزاد اسلامی به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان پیامی صادر کرد.
در پیام دکتر جاسبی آمده است: رمضان ماه بهار قرآن و ماه فضایل و ضیافت بیکران الهی است که حلول شکوهمندش به دل‌های مشتاق مؤمنان روزه‌دار لحظه وصال را بشارت می‌دهد، فرارسیدن این ماه شریف را به دانشجویان عزیز، اساتید ارجمند و کارکنان پرتلاش دانشگاه آزاد اسلامی که همواره بـا تقوا و ایمان، تقرب به رحمـت واسعة الهی را اصلـی‌ترین هدف خـود مـی‌دانند، صمیمانه تبریک و تهنیت می‌گویم.
در ادامه پیام جاسبی آمده است: برخورداری درک صحیح از ماه مبارک رمضان، زمینه به دست آوردن مواهب و برکات الهی و عطایای ربانی را فراهم می‌نماید و در سایه این درک و فهم و شناخت است که نقش بی‌بدیل و آثار و فواید آن آشکار می‌شود.
جاسبی در این پیام می افزاید: اهمیت توجه به معنویات و تقویت روحیه دینداری و پرهیزگاری و تعمیق فرهنگ دینی و ژرفابخشی مبانی مذهبی و اصول دینی، زمینه پرورش منابع انسانی شایسته، خلاق و در عین حال پایبند به آموزه‌های اخلاقی و دینی، خدمتگزار، مقرب آستان الهی و شیفته خدمت به میهن اسلامی‌مان را فراهم ساخته و توان بازدارندگی قابل ملاحظه‌ای را در برابر تهاجم فرهنگی بیگانگان پی‌ریزی می نماید.
جاسبی در این پیام تصریح کرده است: طرح ریزی برنامه‌های پویای دینی و اخلاقی در دانشگاه‌‌ها و بسط و تسری مولفه‌ها و پیوند‌های عرفانی ایام پرعظمت و لیالی گرانقدر ماه مبارک رمضان بر دیگر ماههای سال، جان‌ها را به وجد آورده و محیطی سرشار از نشاط و معنویت می‌‌آفریند.
در ادامه پیام آمده است: ماه مبارک رمضان، فرصتی استثنایی و بس گرانقدر و ارزشمند است که باید با برنامه ریزی صحیح به استقبال آن برویم، این ماه فرصتی برای دعا و نیایش و شب زنده داری است که عشق ملکوتی و انس با محبوب جاودانه را پدید می آورد و شهد مناجات و نیایش را در کام انسان، حلاوت می بخشد.
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی در خاتمه این پیام تصریح کرد: رمضان ماه رحمت و ضیافت الهی است و امیدوارم دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی که در مسابقات قرآن و عترت، اقامه نماز جماعت، مراسم روحنواز ادعیه و مناجات و سایر مناسبت‌های دینی و معنوی همواره پیشتازند، از سفره پربرکت فیوضات ربوی در این ماه مبارک هم به نحو مطلوب بهره‌مند شوند و با تهذیب نفس و خضوع و خشوع در قبال پروردگار جهانیان، دل‌ها و جان‌ها را در آسمان رحمت واسعه الهی جلا دهند و محیطی سرشار از نشاط و معنویت در دانشگاهها ایجاد کنند.

تگ های این مطلب :اخبار دانشگاه

  ضیافت اندیشه زدودن یاس و ظهور استعداد دانشجویان را دنبال می‌کند
رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها:
ضیافت اندیشه زدودن یاس و ظهور استعداد دانشجویان را دنبال می‌کند
ایسکانیوز: طرح ضیافت اندیشه بستری برای ظهور استعدادها،‌ نوآوری‌ها و خلاقیت دانشجویان است،‌ ما معتقدیم جوانان دانشجو می‌توانند با کنار زدن فضای دلمردگی، یاس و سیاه‌نمایی،‌ چشم‌انداز آینده کشور را در افق روشن و امید بخش ترسیم کنند.
به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز"حجت الاسلام و المسلمین محمد محمدیان رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها که صبح امروز در مراسم افتتاحیه طرح ضیافت اندیشه در دانشگاه تهران سخن می‌گفت این طرح را ضیافتی در دل ضیافت رمضان خواند و گفت: لطیف‌ترین تعبیری که درباره ماه رمضان وجود دارد عبارت «مهمانی خدا» از پیامبر عظیم الشان (ص) است، همچنان که حضرت می‌فرماید خداوند در این ماه شما را به مهمانی خود دعوت کرده است.
وی با بیان این که بهترین خاطرات انسان‌ها در جریان پیوندها و آشتی‌ها در مهمانی‌ها رقم می‌خورد، گفت:‌ درست است که ما هر روز و هر ساعت سر سفره نعمات الهی نشسته‌ایم، اما رمضان، مهمانی ویژه خدا است و از این رو خدا را شاکریم که امروز عنوان خدمتگذاران مهمانان خدا در قالب طرح ضیافت اندیشه بر پیشانی‌مان ثبت شده است.
وی در ادامه با تشریح چرایی برگزاری طرح ضیافت اندیشه در دانشگاه‌های سراسر کشور گفت: ایام ماه مبارک رمضان بهترین موقع احساس معنویت در دانشگاه‌ها است، به طوری که با وزیدن نسیم خوش این ماه حال و هوای دانشگاه‌ها دستخوش تغییر می‌شود.
محمدیان افزود: سفره‌های افطار و سحری دانشجویان از صحنه‌های به یادماندنی دانشگاهها است اما ایام این ماه به خاطر تقارن با تعطیلی دانشگاه‌ها تا 10 سال دیگر از دسترس تقویم کاری دانشگا‌ه‌ها خارج شده است بنابراین تلاش کردیم امسال در قالب طرح ضیافت اندیشه نسیم خوش معنویت بار دیگر در فضای دانشگاهی کشور وزیدن بگیرد.
وی با تاکید بر این که تاکنون 100 هزار نفر از دانشجویان در طرح ثبت نام کرده‌اند و اگر محدودیت امکانات و فضای دانشگاهها اجازه می‌داد قطعا با تداوم ثبت نام‌ها این تعداد به 200 هزار دانشجو می‌رسید، گفت: طرح ضیافت اندیشه به تمام معنا یک اردوی دانشجویی است و صرفا به مباحث آموزشی بسنده نخواهد کرد، بلکه با اجرای برنامه‌های فرهنگی و واگذاری مسئولیت‌های این طرح به تک تک دانشجویان زمینه ظهور و شکوفایی استعداد جوانان دانشجو را فراهم خواهد کرد.
رئیس نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌ها با اشاره به این که طرح ضیافت اندیشه در قالب گروه‌هایی چون گفت و گوهای آزاد، ادبی و هنری، پاتوق‌های دانشجویی، نقد فیلم، فوق برنامه، تربیت بدنی، خیریه، وبلاگ‌نویسی و نشریه فعالیت خواهد کرد، اظهار داشت: امسال مجموعه نهاد نمایندگی رهبری در حد بضاعت خود تلاش کرد فضای معنوی، تربیتی و فرهنگی خوبی برای سه هفته حضور دانشجویان در این طرح تدارک ببیند، با این حال استفاده حداکثری از این فضا بر عهده دانشجویان است و نیروهایی که هنوز خود را باور نکرده‌اند با برگزاری کلاسها،انشاءالله به خودباوری لازم خواهند رسید.
محمدیان اصل طرح ضیافت اندیشه را بستر آشکارسازی استعدادها و بروز نوآوری و قدرت خلاقیت دانشجویان ارزیابی کرد و خطاب به دانشجویان افزود: ارتباط شما با همدیگر در فضای ماه مبارک رمضان مقدمه‌ای برای ایجاد کانون‌ها، نشریات، تشکل‌ها و محفل‌های معنوی و نورانی است.
وی با بیان این که امروز دانشجویان، می‌توانند با کنار زدن فضای دلمردگی، یأس و سیاه‌نمایی چشم انداز آینده کشور را در افقی روشن و امیدبخش ترسیم کنند گفت: نخستین گام برای ورود به ماه مبارک رمضان پاکسازی قلب‌ها است، دلی که می‌خواهد مهمان خدا شود باید کینه‌هایی که از بندگان خدا انباشته، بزداید.
محمدیان شرط بخشوده شدن از جانب خدا را بخشیدن بندگان خدا دانست و گفت: حلاوت حقیقی رمضان را زمانی حس خواهیم کرد که عقده‌ها و گره قلب‌هایمان باز شود.
رئیس نهاد نمایندگی در دانشگاه‌ها محبت به بندگان خدا را گام دوم ورود خالصانه به ماه مبارک رمضان خواند و گفت: اگر به دنبال چشیدن فیوضات این ماه هستیم باید درهای دلمان را باز کنیم و تمام بندگان خدا حتی گناهکاران را دوست داشته باشیم اگر چه این محبت به معنای دوست داشتن گناهان نیست.
وی افزود:‌ پیامبر بزرگوار اسلام آنچنان برای مشرکان و کفار و گنه‌کاران دلسوزی به خرج می‌دهد که خداوند خطاب به ایشان می‌فرماید چرا خودت را هلاک می‌کنی، از این رو ما نیز باید به تاسی از پیامبرمان برای همه بندگان خدا دل بسوزانیم.
محمدیان خدمت به بندگان خدا را گام سوم تجربه رمضان معنوی عنوان کرد و گفت: بنده سال‌ها است با آیات و احادیث مرتبط هستم و با قاطعیت عرض می‌کنم آنچه بعد از عبادات تقربی الهی را میسر می‌سازد خدمت به بندگان خدا و بازکردن گره کار آن‌ها است.
وی خطاب به دانشجویان گفت: سه هفته تجربه حضور در طرح ضیافت اندیشه فرصت مناسبی برای خدمت به دیگران و دست‌‌گیری از بندگان خدا است،‌ از این رو می‌توان این ماه را به ماه مسابقه خدمت به بندگان و تمرین دستگیری تبدیل کرد.
رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها در پایان با نقل قول از علامه طباطبایی مفسر بزرگ قرآن گفت: از وقتی خود را شناختم هرچه از خداوند خواستم برای دیگران هم بود.
وی افزود:‌مطمئن باشید اگر در نیایش‌ها و مناجات‌هایمان منیت‌ها و خودخواهی‌ها را کنار بگذاریم و برای سعادت همه بندگان خدا دعا کنیم استجابت این نیایش‌ها هم نزدیک‌تر خواهد بود.

تگ های این مطلب :اخبار دانشگاه

  یام تسلیت رئیس جمعیت هلال احمر به مناسبت کشته شدن تعدادی از مردم چین در حادثه را

رئیس جمعیت هلال‌احمر طی پیامی کشته شدن تعدادی از مردم استان گانسو چین را در حادثه رانش زمین به رئیس صلیب سرخ این کشور تسلیت گفت و از آمادگی هلال‌احمر ایران برای ارسال کمک‌های بشردوستانه خبر داد.
به گزارش روابط عمومی و ارتباطات مردمی جمعیت هلال‌احمر، متن پیام تسلیت دکتر فقیه به آقای هوا جیان مین به شرح زیر است:
جناب آقای هوا جیان مین
رئیس محترم جمعیت صلیب سرخ جمهوری خلق چین

خبر وقوع رانش ناگهانی زمین که منجر به مفقود شدن، کشته شدن وآسیب دیدن تعدادی بسیاری از مردم چین شد، موجب تأسف و تأثر اینجانب گردید.
در این راستا، جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران، ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی عمیق با جنابعالی، مردم عزیز چین و خانواده های بازماندگان و آسیب دیدگان این حادثه دلخراش، آمادگی خویش را جهت ارسال کمک های بشردوستانه و مساعدت به مردم آسیب دیده آن کشور اعلام می دارد.
از درگاه خداوند سبحان، بخشایش و رحمت واسعه الهی کشته شدگان و صبر و شکیبایی بازماندگان را مسئلت می نمایم.


تگ های این مطلب :اخبار جمعیت

  دبیر کل جمعیت هلال احمر پاکستان: ایران جز سه کشور نخست کمک کننده به آسیب دیدگان

رییس سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر در بازدید از مناطق سیل زده شمال پاکستان وضعیت این مناطق را بحرانی خواند و گفت: جان خیلی از آسیب دیدگان در خطر است و نیاز فوری به دریافت کمک های امدادی دارند.
دکتر محمود مظفر مهمترین نیاز آسیب دیدگان را سرپناه اضطراری، دارو و غذا عنوان کرد و افزود: دومین محموله امدادی جمعیت هلال احمر به وزن 45 تن آماده ارسال به مناطق بحران زده می باشد که به محض آماده شدن هواپیما به پاکستان ارسال می‌شود.
وی در دیدار با محمد الیاس خان دبیر کل جمعیت هلال احمر پاکستان گفت: این کمک‌ها شامل نیاز های ضروری آسیب دیدگان از قبیل چادر امدادی، اقلام دارویی، بهداشتی، مواد غذایی و وسایل اولیه زیستی می باشد.
در این دیدار دبیر کل جمعیت هلال احمر پاکستان از ارسال کمک های امدادی و پاسخگویی سریع جمعیت هلال احمر و همچنین از ابراز همدردی دولت و مردم ایران با آسیب دیدگان حادثه تقدیر و تشکر کرد.
الیاس خان 18 مرداد در دیدار با رییس سازمان امداد و نجات کشور گفت: ایران جز سه کشور نخست کمک کننده به حادثه سیل پاکستان است که اقلام مورد نیاز آسیب دیدگان را به موقع شامل 47 تن کالای امدادی ارسال نمود.
رییس سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر در نظر دارد با رییس ستاد حوادث غیرمترقبه پاکستان در مورد اوضاع بحرانی در مناطق سیلزده دیدار و گفت و گو کند.


تگ های این مطلب :اخبار جمعیت

  جستوجو و نجات؟!...
S A R

 

S A R

مخفف کلمه

          Search       And     Rescue  

می باشد. که تشکیل شده از 2 کلمه یا واژه کاملاً جدا از هم و هر کدام دارای معانی مختلفی می باشند.

search به معنی دنبال هر چیز یا شیئی گشتن می باشد .

rescue به معنی آزاد سازی و رها سازی مصدوم .

حال این دو کلمه در کنار هم این معنی را میدهد:

به دنبال یا جستجوی مصدومینی که در مخاطره افتاده اند و ناامیدانه منتظر کمک می باشند و تسکین آلام  و جراحات وارده بر آنها


یک امدادگر ماهر باید در موارد زیر، دانش و تبحر کافیداشته باشد


1-مهارت
2-تواضع
3-توانایی
4-صلاحیت
5-دانش فنی
6-اشتیاق
7-تحمل بدنی در شرایط سخت

8-خونسردی

9 - . . . . 


 

یک نجاتگر باید از موارد زیر آگاهی داشته باشد.

1-در یک تخصص خاص بی نهایت آموزش دیده باشد.
2-به محدودیت های خود اعم از جسمی و عملی شناخت کامل داشته باشد.
3-تمایل و اشتیاق به کار تحت مدیریت دست اندرکاران را داشته باشد.
4-فکر روشنی داشته باشد
5-تمایل و اشتیاق کار با دیگران را داشته باشد

توجه : در غیر این صورت نجاتگر نمی تواند با یک تیم SAR کار کند.
نجاتگران باید توجه داشته باشند که در عملیاتهای SAR سه مورد بر همه موارد مقدم است:


تقدم های جستجو و نجات

-حفظ جان نجاتگر
-حفظ جان دوستان شما یا دیگر نجاتگران ( در اولویت دوم)
-حفظ جان زخمیها و مصدومین
(اولویت سوم)

برداشت از :www.nejatgaran.ir


تگ های این مطلب :اخبار کانون

  آماده باش نیروهای امدادی هلال احمر در 23 استان به علت گرما
آماده باش نیروهای امدادی هلال احمر در 23 استان به علت گرما

رئیس سازمان امداد و نجات جمعیت هلال‌احمر از آماده باش نیروهای امدادی هلال احمر در 23 استان کشور همزمان با شدت گرما خبر داد و از مردم خواست برای پیشگیری از حوادث آتش سوزی از روشن کردن آتش در طبیعت خودداری کنند.

دکتر محمود مظفر در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا» اظهار داشت: سازمان امداد و نجات جمعیت هلال‌احمر بر اثر گرمای هوا در روزهای اخیر، نیروهای امدادی خود در 23 استان کشور که از طرف هیئت دولت تعطیل اعلام شده است را برای کمک‌‌های احتمالی آماده باش داده و به ظرفیت 2 برابری رسانیده است.

وی با اشاره به شدت گرمای هوا در روزهای اخیر گفت: مردم در سفرهای تابستانه به دلیل گرمای هوا از روشن کردن آتش در طبیعت و جنگل‌ها خودداری کنند زیرا باعث شرایط گرمایی بیشتر و همچنین باعث خطر آتش‌سوزی خواهد شد.

مظفر با بیان اینکه سفرهای روزهای اخیر مردم به دلیل شدت گرمای هوا متعاقباً به استان‌های شمالی و سواحل دریایی بیشتر خواهد شد، افزود: توصیه موکد سازمان امداد و نجات جمعیت هلال‌احمر به شناگران استفاده از سواحل تحت پوشش مراقب با حضور نیروهای امدادی است.

وی اظهار داشت: مسافران تابستانه می‌توانند در مسافرت‌ها و در برخورد با حادثه‌های مختلف جاده‌ای، کوهستان و دریایی با شماره 147 سامانه اطلاع رسانی جمعیت هلال‌احمر تماس داشته باشند ولی در مجموع بهترین شماره برای اطلاع از حادثه‌های مترقبه و غیرمترقبه شماره‌های 110 پلیس و 125اورژانس است.

مظفر خاطرنشان کرد: مسافران سراسر کشور در روزهای اخیر به دلیل گرمای هوا در سفرهای خود بیشترین مراقبت‌های ایمنی و سلامت شخصی را در مناطق مختلف جاده‌ای، کوهستان و دریایی رعایت کنند.


تگ های این مطلب :اخبار جمعیت